من سخت منتظریک معجزه ام
انتظار ی به درازای چند فصل کشدار
وبه بلندای یک عمر
به دستان تهی ام لبخند می زند
انتظار
نمی دانم چرا قلب پر تپشم را نمی بیند ؟
من ،قلم،استادو درس،حسرت،خواب ...
باهم می گذرانیم لحظه ها را
همه ی ما یک راز داریم
انتظار .....
نسیمی در یک بهار خواب آلود
۷۹/۵/۲۱


