تبليغاتX
..................... تو بگو - اگر شرک نبود..بی شک تو خدایم بودی

..................... تو بگو

چه دلنگرانی ؟وقتی می دانم تو با منی
اگر شرک نبود..بی شک تو خدایم بودی
باور کن ،باور کن

برای نامیدن نامت

باید به پاکی دهانم ایمان داشته باشم

باور کن ،باورکن

برای دیدار تو

باید وضو سازم

تا

وهم نگاهت اگر بر من افتد

بتوانم نماز ی از عشق بر پا سازم

باور کن،باورکن

تقدس چشمان تو بود که

با بازی رنگین کمان گونه اش

مرا به اوج خواستن برد

باورکن،باور کن

واژه های من متولد نمی شوند

مگر تا تو

اجازت سجده به آنها دهی

و سجاده ام معطر نمی گردد تا تو مرا نخوانی

حروف مقدس نام تورا

هر روز تکرار می کنم

تا مماتم را برای حیاتم پی گیرم

باور کن ،باور کن

تکرار نام توست

که دل بی قرارم را آرام می کند

دانه های تسبیح شعر من با نام تو جان می گیرد

و به آخرین دانه که رسیدم هنوز تو اولی!

باور کن ،باور کن

جز سر تسلیم فرو آوردن

در برابر تبسم تو

گریزی نیست مرا

تو مرا باور کن   ای بودنم ازتو

ونبودنت انتهای من ...

تو بگو

اگر شرک نبود...

آیا می شد که تورا

نپرستید؟

.                                                                     نسیم  ۲۷/۲/۸۷

۱-تقدیم به حامد عزیزم به پاس موفقیت امروزش و به پاس همه آنچیزهای نابی که من یاد داد...وبه پاس تما می لحظات نابی که هرگز بی او برایم تکرار نخواهد شد ...حامد جان ،می دونی که....؟

+نوشته شده در بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت16:3توسط نسیم |

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ